سفارش تبلیغ
صبا

نوشتارهای زیبا

این چند وقته هر سایت یا وبلاگی میرم( البته اونهایی که من میرم) خبرهای تاسف بار اهانت به ساحت مقدس معصومین خاصه امام هادی را میخوانم ولی این ها تلنگری بود برا خود من. یه بار ولادت امام حسن عسگری بود با خودم گفتم چرا ماها با اینکه معتقد به 12 امام هستیم ولی گاهی از سوی خود ما شیعیان کم لطفی هایی میشه. حالا هم که این قضایا پیش اومد باز این نکته رو برا خودم یادآور شدم که چقدر امامم رو می شناسم حتی دریغ از یک کتاب خوندن درباره ایشان. نمیدونم چرا؟

و این یک بهانه ای به من داد تا درباره امامم بیشتر بخونم حداقلش زندگینامه و چند حدیث از ایشون فکر میکنم کمتر کاریه که میشه انجام داد.

بخشی از رندگینامه امام هادی علیه السلام:

امام ابوالحسن علی النقی هادی علیه السلام ملقب به امام "هادی"، دهمین پیشوای شیعیان درنیمه ذیحجه سال 212 هجری در اطراف مدینه در محلی به نام " صریا" متولد گشت. آن حضرت و فرزند گرامی ایشان امام حسن علیهما السلام به عسکریین شهرت یافتند، زیرا خلفای بنی عباس آنها را از سال 233 به سامرا (عسکر) برده و تا آخر عمر پر برکتشان در آنجا، آنها را تحت نظر قرار دادند. امام هادی علیه السلام به لقبهای دیگری مانند: نقی، عالم، فقیه، امین و طیب شهرت داشت و کنیه مبارک ایشان ابوالحسن است. از آنجا که کنیه امام موسی کاظم و امام رضا علیهما السلام نیز ابوالحسن بود، لذا برای اجتناب از اشتباه، ابوالحسن اول به امام کاظم علیه السلام، ابوالحسن ثانی به امام رضا علیه السلام و ابوالحسن ثالث به حضرت هادی علیه السلام اختصاص یافته است.

پدر بزرگوارش امام جواد (ع) و مادرش بانوی گرامی سمانه است که بانویی با فضیلت و با تقوا بود. امام هادی (ع) در سن 6 یا 8 سالگی یعنی در سال 220 هجری، پس از شهادت امام جواد (ع) به امامت رسید. مدت 33 ساله امامت امام هادی (ع) با خلفای معتصم، واثق، توکل، منتصر، مستعن و معتز معاصر بود.

عظمت شخصیت امام هادی (ع) به قدری زیاد است که دوست و دشمن را به اعتراف واداشته است. قسمتی از این اعترافات مبنی بر شخصیت آن امام به لحاظ اخلاقی و بخشی دیگر ناشی از ابعاد علمی آن حضرت و شمه ای، نتیجه کراماتی است که از آن بزرگوار صادر شده است.

ابن صباغ مالکی در کتابی موسوم به فصول المهمه خطوط واضحی از سیمای تابناک فضایل و ویژگی های اخلاقی امام هادی (ع) قهرمان شکست ناپذیر عصر متوکل عباسی را ترسیم می کند!

«فضل و دانش امام دهم شیعیان بر اوج قلل بلند پایه عالم بشریت نقش بسته بود و رشته های مشعشع آن بر اختران آسمان سر می سایید. نیکی ها و اخلاق پسندیده او را نمی توان در شمار عدد ذکر نمود. اما می شود به افتخارآمیزترین آنها که موجب حیرت است بسنده کرد. او جمیع صفات نیک و مفاخر معنوی را یک جا در وجود داشت. ابعاد وسیع و منبع فیاض حکمت و دانش او بر لوح سرشتش ثبت شده و بدین سبب او از ناشایسته ها و آلایش ها به دور و برکنار است.»

امام هادی (ع) دارای نفس زکیه و عزمی راسخ و همتی عالی بود که هرگز احدی از مردم را نمی توان در مقایسه با او همتا و همسان دانست.

ابن شهر آشوب از رجال حدیث نقل می کند که او نیک سرشت ترین و پاک ترین روش را در میان جامعه دارا بود، راستگوترین افراد جامعه محسوب می شد، به هنگام سکوت، شکوه هیبت و تشعشع وقار، چهره او را دربرمی گرفت و چون لب به سخن می گشود، گزیده و نغز می گفت به طوری که شعاع کلامش روح آدمیان را سحر می کرد.

در وجود مقدس امام هادی (ع) ویژگی های اخلاقی پسندیده می درخشید. امامت، کمال و دانش و فضیلت و سرشت و اخلاق نیک از فرازهای اخلاقی این امام همام است.

خداوند به قدرت بی منتها و دانش وسیع خود، گنجینه هایی از دانش خود را بر خاندان رسالت افاضه و موهبت فرموده و ایشان را به زیور دانش آراسته است، این گنجینه ها، مجموعه اسرار علوم و معارف است که خداوند آن را دراختیار امامان شیعه که راهبران حقیقی بشر هستند، قرار داده است.

امام دهم در حالى که هشت سال و پنج ماه از عمر شریفشان مى گذشت، به مقام امامت نایل شدند و پس از سى و سه سال به شهادت رسیدند و در سامرا دفن شدند (صلوات الله و سلامه علیه و على آبائه و أبنائه الطاهرین).

از بیانات گهربار آن حضرت است که فرموده اند:

«الحکمة لا تنجع فی الطبائع الفاسدة»

حکمت در نهاد فاسد تأثیر نمى کند.

در خاتمه باید متذکر شویم که امام هادی (ع) اصحاب فراوانی دارند که بسیاری از آنها فخر شیعه هستند و از جمله‌ آنهاحضرت عبدالعظیم حسنی است که در شهر ری مدفون است. او از اعاظم روات است و حضرت هادی به او خیلی احترام می گذاردند. او کسی است که ایمان را خدمت حضرت هادی به این صورت عرضه داشت:

»خدا یکی است و شبیه برای او فرض نمی شود، جسم نیست بلکه خالق جسم است. همه چیز را خلق نموده است و همه چیز به دست او است و او مالک آنها است. محمد صلی الله علیه و آله پیامبر است و او آخر پیامبران است که پیامبری بعد از او نخواهد آمد و دین او پایان همه ادیان است، امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب وصّی پیامبر است و بعد از امیرالمؤمنین، حسن و حسین و علی بن حسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و حسن بن علی و بعد از او فرزندش که غایب می شود و روزی ظاهر می شود و جهان را انبوه از عدل می کند بعد از آنکه ظلم انبوه باشد.« عبدالعظیم گفت: »اقرار دارم و می گویم دوست شما دوست خدا و دشمن شما دشمن خدا است. اطاعت شما اطاعت خدا و مخالفت شما مخالفت خدا است. به معراج و سؤال در قبر و بهشت و جهنم و صراط و میزان اعتقاد دارم و همه آنها حق است و می دانم که قیامت آمدنی است. و بر واجبات الهی که نماز، روزه، زکات، حج، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر است اقرار دارم.« حضرت فرمودند: »ای ابوالقاسم این دین پسندیده است، خداوند را بر آن ثابت بدارد.«

عبدالعظیم رحمه الله دین اعتقادی را عرضه داشت زیرا تنها اعتقاد نمی تواند موجب نجات باشد. دینی موجب نجات است که توأم با عمل باشد. از این جهت حضرت هادی (ع) ایمان را چنین فرموده اند. ابودعامه می گوید: به عیادت حضرت هادی رفتم آن بزرگوار فرمودند: چون به عیادت من آمدی بر من حقی پیدا کرده ای، برای ادای حقت روایتی از پدرم که از پدرانش و از امیرالمؤمنین و او از رسول اکرم علیه السلام نقل کرده است می گویم:

«قال رسول الله: الایمان ما وقّدته القلوب و صدقته الاعمال»

ایمان چیزی است که در دل جایگزین شده است و اعمال، گفتار و کردار آن را تصدیق می کند.

از این جهت در قرآن شریف و روایات اهل بیت فراوان دیده می شود که از افرادی که مرد عمل نیستند سلب ایمان شده است.


نوشته شده در پنج شنبه 91/2/28ساعت 2:9 صبح توسط حیدری نظرات ( ) |

 سلام امروز به همراه یکی از دوستانم راهی نمایشگاه کتاب شدیم، بوستان دانش.

هرچند انرژی ای که برای گشتن و خرید کتاب داشتیم در مترو و براثر هل دادن ها تحلیل رفت ولی به سلامت از مترو درآمدیم و وارد نمایشگاه شدیم.

ابتدا که وارد شدیم کمی حالت گنگی داشت تا اینکه به مدد بخش های اطلاع رسانی به سمت شبستان و بخش اصلی نمایشگاه رفتیم. دور و اطراف پر از غرفه های تبلیغاتی و خوراکی است که از حق نگذریم  در گرما این غرفه ها هم نقش به سزایی را در بالا بردن فروش کتاب دارند.

من که به امید گرفتن بن کتابی ثبت نامی رفته بودم ولی نگرفتن آن را بر دردسرهای آن ترجیح دادم و به قول دوستم با ایشون تهذیب نفس کردیم و بیشتر غرفه ها را گشتیم و کتاب ها را دیدیم. البته چندتایی از کتاب هایی را که می خواستم پیدا کدم و تهیه کردم.

اگر به افرادی که در نمایشگاه هستند نگاهی بیندازیم چند جور افراد وجود دارد:

یا ممکن است فقط به همراه دوستان آمده باشند و بیشتر سرگرم صحبت با هم باشند و نمایشگاه را هم جای مناسبی برای دیدار هم بدانند.

یا ممکن است مشتاق خرید کتاب باشند ولی نتوانند خیلی هزینه کنند و از بین کتاب هایی که می بینند تعدادی را تهیه کنند.

و یا ممکن است با فراغ بال کتاب هایی را که مدتی بوده می خواستند را تهیه کنند.

حکایت رفتن ما هم ترکیب از این سه بود.


نوشته شده در سه شنبه 91/2/19ساعت 9:19 عصر توسط حیدری نظرات ( ) |

ای حرمت ملجا درماندگان

دور مران از در و راهم بده

لایق وصل تو که من نیستم

اذن به یک لحظه نگاهم بده

دلم برای کبوترهای حرم امام رضا، برای آوای دلنشین و روح نواز نقاره خوان ها هنگام آغاز روز و پایان روز، برای گنبد و ایوان طلایی تنگ شده بود.

ولی مهم تر برای اشک های بی اختیار و گره خوردن دل در مشبکه های ضریح و سبک شدن قلبم دلتنگ شده بودم.

نمی دانم چه شد که خدا مرا لایق دانست تا چند صباحی در خدمت علی بن موسی الرضا عیه السلام باشم.

قلبم را بر روی دست بگیرم و با شرمندگی به امامم بگویم باز دلم غبار گرفته یاامام رضا کمکم کن تا بتوانم همانند خادمان فراش حرمت قلبم را غبارروبی کنم و کمی بارم برای بازگشت سبک تر شده باشد.

انشاالله هرکسی که آرزوی رفتن به این مکان پاک و مقدس را دارد به آرزویش برسد.

 

 


نوشته شده در دوشنبه 91/2/11ساعت 4:35 صبح توسط حیدری نظرات ( ) |

سلام
تا حالا شده یه جورایی تو این عالم شک کنید و همه چیز را به حساب جبر بگذارید
به نظرم برا هر شخصی ممکنه اتفاق بیفته که اگر به درستی این مسیر شک طی شود شک سازنده ای است برای من هم این مساله پیش اومد که خداروشکر به لطف خود خدا یکسری کتاب هایی جلو دستم قرار گرفت که واقعا عالی بود و این شک به یقین مبدل شد.
یکی از این کتاب ها که مقداری از آن خواندم کتاب در محضر علامه طباطبایی است که واقعا کتاب خوبی است، این کتاب حاوی یکسری پرسش و پاسخ هایی است، و یکی از این سوالات به این شرح است:
در حدیث مناظره حضرت امام صادق علیه السلام با شخص ملحدی آمده است که حضرت از او می پرسد: آیا کشتی سوار شده ای؟ وی جواب می دهد: آری جضرت می فرماید: هیچ اتفاق افتاده که کشتی شما غرق شود؟ عرض می کند: آری. حضرت می فرماید: در آن وقت آیا قلبت متوجه جایی شده که تو را از مهلکه نجات دهد؟ می گوید: بله، بعد حضرت می فرماید، همان خداوند عالمیان است.
آیا این گونه استدلال در قرآن کریم وجود دارد؟
که ایشان این گونه پاسخ می دهند:
مساله کشتی و دریا در جاهای متعدد از قرآن کریم ذکر شده است. و این بیانگر آن است که وقتی دست انسان از عوامل بیرونی خالی شد و قلبش از تعلق به آن ها تهی گشت، خداوند قادر متعال کافی است که او را به هر کمالی که خواست برساند.

کاروان رفت و، تو در خواب و ، بیابان در پیش

کی روی؟ ره زکه پرسی؟ چه کنی؟ چون باشی؟

 


نوشته شده در دوشنبه 91/2/4ساعت 5:52 عصر توسط حیدری نظرات ( ) |

Design By : Pars Skin