می شنوی ؟ گوش جانت را باز کن .. حتما می شنوی... شنیدی ؟ هنوز نشنیده ای ؟:( آخر چرا ؟ یک بار دیگر امتحان کن با گوش جان شنیدی؟ وای نه :( آخر چرا هنوز آماده نشده ای ؟:( وقت نیست ، باید خود را آماده کنی برای حضور می شنوی؟ شنیدم خدایا شکرت، شنیدم ... به گوش می رسد ندای ِ : همیشگی نوشت : مدتی است شده ای اسمت که می آید قلبم ، دلم ، حتی واژه واژه هایم می لرزد انگار هنوز باورم نشده تو تمام من هستی و من هم تو هستم انگار نمی خواهم باور کنم همدم لحظاتم شده ای ، روزم را با تو شروع می کنم و شبم را هم با فکر تو به پایان می برم انگار نمی خواهم بفهمم که روزهایم با تو سپری می شود ، با تو می خندم، با توگریه می کنم با تو زندگیـــــــ می کنم انگار... بگذریم ... راستی اسم جدیدت را شنیده ام اسمت را هم که عوض کنی برایم ناخوشایندی این را هم بگویم الفبای زندگیم شده است 27 حرف حروف نامت را از الفبای زندگیم پاک کرده ام ... پی نوشت : همیشگی نوشت : ا آدرس جمکران را در ذهنم مرور می کنم دل های منتظر ، چند سال باید بگذرد که بی وجود خودت جشن بگیریم ؟ گویند اندکی صبر ، سحر نزدیک است یا مهــــدی همیشگی نوشت :
خوب گوش کن
.
.
.
ندای ِ ماه صیام
ندای ِ دعای سحر ،
ندای ِ دعای ابوحمزه ،
ندای ِ ربنـــــــا
ندای ِ بندگی
ندای ِ حق
گوش جان باز کن تا بشنوی ...
آرزو نوشت :
ای کاش امسال آدم بشوم ...
اللهم لا تکلنی الی نفسی طرفه عین ابدا
روز مـــ َن
شب مـــ َن
همه مـــ َن
آن لحظه که اسمت را در میان جمع می شنوم ، کر می شوم از شنیدن نامت
آخر خودت می دانی که نامت برابر است با بغضی که گاه با فرو بردن خفه ام می کند
و گاه توانم تمام می شود و با اشک جاری می شوی
در این نوشته منظور از تو هیچ شخصی نیست ... جنس انسان نیست ...
اللهم لا تکلنی الی نفسی طرفه عین ابدا
اندکی دورتر از شهر عشق
بلوار دل های منتظر
تجلی نور
مسجد جمکران
این روزها مسجد جمکران مملو از
چشم های اشکبار ،
کوله بارهای غم
خستگان چشم به راه
مشتاقین امام
...
هستند.
چند جمعه تقویم، بی حضور تو ورق بخورد ؟
چند سه شنبه برای ظهورت توسل زمزمه کنیم ؟
چند ...؟
صبرم لبریز شده است
چشم ها دیگر توان بودن در سیاهی و ظلمت را ندارند
بیا آقا ، بیا ...
یا مهــــدی
مددی آقــــــــا
آرزو نوشت :
بیا که آمدنت دنیا را گلستان می کند ...
اللهم لا تکلنی الی نفسی طرفه عین ابدا
Design By : Pars Skin |